همانا خداوند متعال نور فاطمه سلام الله علیها را قبل از آن که آسمان ها و زمین را بیافریند خلق نمود .
آن گاه عده ای ازاصحاب تعجب نموده و پرسیدند :ای نبی خدا مگرفاطمه سلام الله علیها انسان نبود؟
رسول خدا فرمودند :فاطمه سلام الله علیها حوریه ای است از جنس بشر و همانا خداوند متعال قبل از
آن که آدم و حوا را خلق کند دخترم فاطمه را از نور خودش آفرید و او پیوسته به صورت روح بود تا این که
خداوند آدم را خلق کرد و سپس فاطمه را بر او نشان داد و بر ولایت و محبت او و فرزندانش اقرار گرفت.
عرض شد یا نبی الله! پس حضرت فاطمه سلام الله علیها کجا بودند ؟ فرمودند :
در محلی از عرش اعلی
عرض کردند : غذای ایشان چه بود ؟ فرمودند :
تسبیح و تهلیل و تمجید خداوند
پ.ن:صحیفه ی فاطمیه
زمین اگر در برابر کهکشان تکرار شود
حجم حقیری است
که گنجایش بلندی تو را نحواهد داشت
قلمرو نگاه تو دورتر از پیداست
و چشمان تو معبدی
که ابر ها نماز باران را در آن سجده می کنند
این را فرشته ها حتی می دانند
که نیمی از تو هنوز
نامکشوف مانده است
از خلاء نامعلوم ترسی
دست های که با نیت مکاشفه
در تو سفر کردند
حیران
در شیب جمجمه ایستاده اند.
تو آن اشاره ای که بر براق طوفان نشسته ای
تو آن انعطافی
که پیشاپیش باران می روی
آن کس که تو را نسراید
بیمار است
زمین
بی تو تاویل معلقی است
بر سینه آسمان
و خورشید اگر چه بزرگ است
هنوز کوچک است
اگر با جبین تو بابر شود!
دنباله تو
جنگل خورشید است
شاید فقط
خاک نا معلوم قیامت
ظرفیت تو را دارد
زمین اگر چشم داشت
تو این سان غریب نمی ماند
هیچ جراتی جز قلب تو نسوخت.
سپیده تر از سپیده
بر شقیقه صبح ایستاده ای
و از حیب خویش
خورشید می پراکنی
ای معنویت نا محدود
زود است حتی در زمین
نام تو برده شود.
پ.ن:زنده یاد سلمان هراتی
پ.ن: بحار الانوار
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
از سخت ترین چیز هایی که خداوند واجب فرمود این است که بسیار یاد خداوند کنی و آگاه باشی که منظورم از ذکر سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اکبر نیست هر چند این هم ذکر است ولی مقصود من یاد کردن خداست نزد حلال و حرام او . پس اگر آن طاعت خدا بود عمل کند و اگر معصیت او بود ترک نماید .
پ.ن:بحر المعارف
شاهان جهان را نشدی هیچ میسر آن گنج نهانی که به ویرانه ی من بود
هر گوشه ی چشمی که نمود آن شه خوبان تیری به دل خسته ی دیوانه ی من بود
گر سوخت مرا جلوه ی دیدار عجب نیست کان شمع مراد دل دیوانه ی من بود
هر نا حیه شد جلوه گر از حسن جمالی از پرتو آن دلبر جانانه ی من بود
گر هوش مرا برد لبش روح و روان داد کان آب حیات و می و میخانه ی من بود
لطف ازلی گفت که ای فانی محروم آزادیت از پند حکیمانه ی من بود
پ.ن: آیت الله انصاری همدانی
تو آن گونه ای که من دوست دارم پس مرا آن گونه کن که تو دوست می داری.
پ.ن مناجات منسوب به امام علی علیه السلام
پ.ن: حضرت امام کاظم علیه السلام
